|
|
|
|
|
این دفعه با یه سری جوک ردیف اومدم
مخصوصا دوستانی که تو دانشگاه آزاد درس می خونن
از تركه ميپرسن: نظرت در باره دوران نامزدي چيه؟ ميگه: اي بابا! مثل اينه كه بابات برات دوچرخه بخره ولي نگذاره سوارش بشي!!!
تركه ده هزار تومن تو جيبش بوده ميخواسته بره مواد بگيره. تو راه نيرو انتظامي رو ميبينه، پولا رو پرت ميكنه تو جوب!
يه روز يه گنجشكه با يه موتورسوار تصادف ميكنه، بهوش كه مياد ميبينه توي قفسه، ميگه خاك برسرم شد يارو مرده. ۲ تا نینی پيش هم خوابيده بودن، پسره از دختره پرسيد تو دختری يا پسر، دختره گفت نميدونم، پسره گفت: پس يزار ببينم، رفت زير پتو و اومد بيرون، گفت تو دختری. دختره گفت از کجا فهميدی، پسره گفت آخه جورابات صورتيه ... ترکه يه روز سرد زمستون می بينه که يه اسب از دهنش داره بخار در می یادمی ره جلوتر و می گه جل الخالق ! پس اون اسب بخاری که می گن اینه؟؟!!
تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته: سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، ميپرسه: ببخشيد قربان، ميتونم بپرسم داريد چيكار ميكنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش ميكنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده دوتا پسر حوصلهشان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم ماهواره نگاه ميكنيم و اگر سكه روي لبهاش ايستاد ميريم درس ميخونيم معلم از شاگردش می پرسه:دو تا حيوان دو زيست نام ببر؟ شاگرد می گه: قورباغه و برادرش دوتا غضنفر تصميم ميگيرن فارسي صحبت كنن اولي ميگه پاشو دومي نميپاشم اولي جواب ميده نگو نميپاشم بگو پاشيده نمي شوم ترکه سر نماز موقع قنوت دستاشو برعکس ميگيره ، بهش ميگن آخه اين چه طرزشه ؟ ميگه : ميخوام ايندفعه از حفظ بخونم از يه لره ميپرسن تو شما آدم مشهور هم هست ميگه آره .... سوفيا لُره ! ، اليزابت تاي لُر ، لُر و هاردي .... يه ماده شيميائي هم هست که اختراع خودمونه بهش ميگن کلُر
افسر جلوی ترکه رو که از چراغ قرمز رد شده بود میگیره و میگه: کارت؟ ترکه میگه: برو واسه خودت...! گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه ، مامانشون ميگه بيا تو بچه ها نيستن به ترکه ميگن سه تا اسم بگو توش الله داشته باشه .. ميگه شکرالله ، حمدلله ، سيندرلاه !!!! يه دفعه پليس یه ترک و ميگيره بهش ميگه کارت ماشين ، گواهينامه ، بيمه ..... ترکه ميگه بايد با اينها جمله بسازم تا بعد .... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 9 اسفند1384ساعت 4:49 بعد از ظهر توسط > حامد حبیبی <
|
|
||