|
|
|
|
|
همینطور که می دونید من موزیک نمیزارم تو وبلاگم ولی این موزیک رو که برای زهره همونی که سی دیش در اومده خوندن رو واستون می زارم حتما دانلود کنید و به دوستاتونم بفرستید این موزیک یه دفاعیه از زهره هستش حتما دانلود کنید دانلود آهنگ 128 <<< این کیفیتش بیشتره |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 30 آبان1385ساعت 7:33 قبل از ظهر توسط > حامد حبیبی <
|
|
||
|
|
|
|
|
ششمین سرشماری عمومی نفوس و مسکن ! ورژن طنز ! آبادان شیراز اصفهان خرم آباد عرب زاهدان قم
مطلب به این جالبی نظر ندی واقعا بی ذوقی !!!!!!!!!!! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 17 آبان1385ساعت 8:19 بعد از ظهر توسط > حامد حبیبی <
|
|
||
|
|
|
|
|
ولن تاين در اردبيل فقط جنبه طنز داره همین !
منم به خدا آدمم ! منم مثل شوما از بچگي بزرگ شدم ! حق مادري به گردن بچه هام دارم ... کوتاهي شده از گبال من ؟! دختراشون کادو ميخرن شـــــــوما چرا نميخري ؟ کدوم مردي واسه زنش سالي يه بار تولد ميگيره ؟ که من واسه تو ميگيرم ؟ به ما ولرم تايم نيومده ... دستاتو بشور بيا شامتو بخـور |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 8 آبان1385ساعت 8:19 بعد از ظهر توسط > حامد حبیبی <
|
|
||
|
|
|
|
|
خیلی خوب ، برای مشتاقان علمه شیرین دختربازی بریم سراغ مطلبه جدید: مقاله آموزشی تحت لیسانس ۱حامد۱ توصیه ی اساسی: اصلا فکر نکنید که هر چرندی که بقیه می گن شما هم بگید. نرید بگید خانم چند دقیقه می تونم وقتتون رو بگیرم و این حرف ها . این ماله کساییه که این سایتو نمیشناسن. شما عزیزای من به شرطه این که نکته ی دفعه قبل رو رعایت کنید و شخصیت قوی ای از خودتون نشون بدید تقریبا با هر چیزی می تونید سره حرفو باز کنید. چند تا پیشنهاد: سوال کنید! راجع به هرچی که می خواید. بعد از اونجای کار یک چیزی توی حرفهاش یا رفتارش پیداکنید و باهاش شوخی کنید و همین طور ادامه بدید. راجع به کسه دیگه حرف بزنید. مثلا توی یه مهمونی بقله یه دختر نازنازی توی خیابون می تونید بگید که خیلی دلتون می خواد باهاش آشنا شید ولی وقت ندارید، ازش شماره بخواید یا بهش شماره بدید. توصیه مهم: هر کاری می کنید خیلی طولانیش نکنید و زود تمومش کنید. در برخورده اول نباید کار به اونجا بکشه که حرف کم بیارید یا به مزخرف گفتن بیفتید. کوتاه و مختصر و مفید باشید . تجربست!
نتیجه گیری رییس شمایید و شما هستید که تصمیم می گیرید که انقدر دختر باحالی هست که باهاش دوست شید یا نه. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 8 آبان1385ساعت 8:12 بعد از ظهر توسط > حامد حبیبی <
|
|
||
|
|
|
|
|
چگونه یک دختر را به سوی خود جذب کنید ! البته خود به خود جذب میشن
موفقیت های خودتون رو برای من بفرستید
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 8 آبان1385ساعت 7:56 بعد از ظهر توسط > حامد حبیبی <
|
|
||
|
|
|
|
|
تقسیم بندی زنها
مردها كلا به سه گروه اصلي تقسيم ميشن: گروه اول مردهائي هستند كه دوست دارن خودشون رو بدبخت كنند! اين دسته از مردان ميرن زن ميگيرن! گروه دوم مردهائي هستند كه دوست ندارن خودشونو بدبخت كنن، ولي تا چشم باز ميكنن ميبينن سه، چهار تا بچه مردم رو بدبخت كردهاند! اين گروه ميرن كشيش كليساهاي كاتوليك ميشن! آخرين گروه هم مرداني هستند كه ميرن زن ميگيرن، بعدش باز هم ميرن زن ميگيرن، اونوقت ميرن يه زن ديگه هم ميگيرن و يه دو جين هم صيغه ميكنن! اين گروه ميرن فقيه ميشن و مرجع تقليد مسلمين جهان! و اما زنها كلا به پنج گروه اصلي تقسيم ميشن: گروه اول زنهائي هستند كه مردها رو بدبخت ميكنن! گروه دوم زنهائي هستند كه اشك مردها رو در ميارن! گروه سوم زنهائي هستند كه جون مردها رو به لبشون ميرسونن! گروه چهارم زنهائي هستند كه كاري ميكنن مردها روزي 18 بار (ميانگين!) آرزوي مرگ كنن! گروه پنجم زنهائي هستند كه به اشتباه فكر ميكنن جزو هيچكدوم از گروههاي بالا نيستند (ولي هستند!!) شما دوست عزیز متعلق به کدوم گروهید ؟ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 8 آبان1385ساعت 7:50 بعد از ظهر توسط > حامد حبیبی <
|
|
||
|
|
|
|
|
داستان شنل قرمزی ورژن ۲۰۰۶ يه روز مادر شنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت :
عزيزم چند روزه مادر بزرگت مبايلشو جواب نميده . هرچی SMS هم براش ميزنم باز جواب نمیده . online هم نشده چند روزه . نگرانشم . چندتا پيتزا بخر با يه اکانت ماهانه براش ببر . ببين حالش چطوره . شنل قرمزی گفت : مامی امروز نميتونم . قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بريم ديزين اسکی . مادرش گفت : يا با زبون خوش ميری . يا ميدمت دست داداشت گوريل انگوری لهت کنه . شنل قرمزی گفت : حيف که بهشت زير پاتونه . باشه ميرم . فقط خواستين برين بهشت کفش پاشنه بلند نپوشين . مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بيان. می خوان ازت خاستگاری کنن واسه پسرشون . شنل قرمزی گفت : من که گفتم از اين پسر لوس دکتر خوشم نمياد . يا رابين هود يا هيچ کس . فقط اون و می خوام . شنل قرمزی با پژوی ۲۰۶ آلبالوئی که تازه خريده از خونه خارج ميشه . بين راه حنا دختری در مزرعه رو ميبينه . شنل قرمزی: حنا کجا ميری ؟؟؟ حنا : وقت آرايشگاه دارم . امشب يوگی و دوستان پارتی دعوتم کردن . شنل قرمزی: ای نا کس حالا تنها میپری ديگه !! حنا : تو پارتی قبلی که بچه های مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازی در آوردی . بهت گفتن شب بمون گفتی مامانم نگران ميشه . بچه ها شاکی شدن دعوتت نکردن . شنل قرمزی: حتما اون دختره ايکبری سيندرلا هم هست ؟؟؟ حنا : آره با لوک خوشانس ميان . شنل قرمزی: برو دختره ........................................... ( به علت به کار بردن الفاظ رکيک غير قابل پخش بود ) شنل قرمزی يه تک آف ميکنه و به راهش ادامه ميده . پشت چراغ قرمز چشمش به نل می خوره !!!!! ماشينا جلوش نگه ميداشتن اما به توافق نمی رسيدن و می رفتن . ميره جلو سوارش ميکنه . شنل قرمزی : تو که دختر خوبی بودی نل !!!!! نل : ای خواهر . دست رو دلم نذار که خونه . با اون مرتيکه ...... راه افتاديم دنبال ننه فلان فلان شدمون . شنل قرمزی: اون که هاج زنبور عسل بود . نل : حالا گير نده . وسط راه بابا مون چشمش خورد به مادر پرين رفت گرفتش . اين دختره پرين هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بيرون . زندگی هم که خرج داره . نميشه گشنه موند . شنل قرمزی : نگاه کن اون رابين هود نيست ؟؟؟؟ کيف اون زن رو قاپيد . نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتی ؟ چند ساله زده تو کاره کيف قاپی . جان کوچولو و بقيه بچه ها هم قالپاق و ضبط بلند ميکنن . شنل قرمزی : عجب !!!!!!!!!!!!!! نل : اون دوتا رو هم ببين پت و مت هستن . سر چها راه دارن شيشه ماشين پاک می کنن . دخترک کبريت فروش هم چهار راه پائينی داره آدامس ميفروشه . شنل قرمزی : چرا بچه ها به اين حال و روز افتادن ؟؟؟؟ نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقای پتيول شد . بچه مايه دار شدی . بقيه همه بد بخت شدن . بچه های اين دوره و زمونه نمی فهمن کارتون چيه . شخصيتهای محبوبشون شدن ديجيمون ها ديگه با حنا و نل و يوگی و خانواده دکتر ارنست حال نمی کنن .
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 8 آبان1385ساعت 7:42 بعد از ظهر توسط > حامد حبیبی <
|
|
||