تبليغاتX
نماینده فعال شاپ تو ایران دات کام
عکس . فیلم . جوک . استقلالی . پرسپولیسی . داستان . فروشگاه ارزان سرا

81 قسمت _ 6 دی وی دی _ زیر نویس فارسی

فقط فقط فقط 8000 هزار تومان +  یک فیلم 2009 رایگان

قابل اجرا در تمامی دستگاه های تصویری با کیفیت عالی

به همراه پشت صحنه ها و قسمت های حذف شده ! ! !

براي ديدن جزئيات و خريد مجموعه بي نظير جومونگ روي عكس بالا كليك كنيد

+ نوشته شده در  شنبه 3 مرداد1388ساعت 8:58 قبل از ظهر  توسط > حامد حبیبی <  | 

سری جدید جوک های ۲۰۰۶

اگر يه مرد در ماشين رو براي خانومش باز کنه ميشه 4 تا نتيجه گرفت: .ماشين تازه هست 2.زنش تازه هست 3.طرف زنش نيست 4.مرد گلابي هست

 

به یارو میگن: از چه کارتونی خوشت میاد؟ یارو میگه: از کارتون خرما!

 

به یارو میگن: مکه چطور بود؟ یارو میگه: خوب بود ولی از نامرد ها صد تا سنگ خوردم تا بتونم خونه ی خدا را ببوسم.

 

یارو دیش ماهواره  میزاره پشت بام روش مینویسه کولر

 

به یارو میگن: جسم شفاف چیه؟ یارو میگن: چسمی است که از یک طرف بتونی طرف دیگر را به خوبی ببینی. بهش میگن: آفرین حالا میتوانی یه مثال بزنی؟ یارو یه ذره فکر میکنه میگه: آهان ، نردبون

 

به يارو میگن: دخترتو به کی دادی؟ يارو میگه: غریبه نیست ، دامادمه !

 

تركه گوشش سرخ ميشه ازش ميپرسن چي شده؟ميگه چش خورده. ميگن چي؟ميگه چش خورده ,چش. بابا چش شلوار رو ميگم!!!!!!
(کش شلوار)

تو قزوین بازی کردن بیلیارد ساعتی هزار تومن ،  تماشا کردنش ساعتی پنج هزار تومنه

 

به ترکه میگن ترمز ABS چیه؟ میگه تو سرعت های زیاد و سر پیچ ها کار حضرت ابوالفضل رو می کنه!!!

 

به رشتیه گفتن خانومتو دیدیم توو ماکسیمای یه مرد غریبه که صدو شصت - هفتاد تا میرفتن ...رشتیه: این که چیزی نیست که ماکسیما بیشتر از اینا هم میره!!

 

ترکه رفته بود زیارت امام رضا . بعد از زیارت دستش را برای احترام روی سینه اش گذاشت و عقب عقب آمد بیرون. یه دفعه دید که خورده به یه چیزی . نیگاه کرد ، دید که یه تابلو است و روش نوشته: تبریز 5 کیلومتر!

 

به يکي ميگن: يک جمله بگو که توش سه تا دروغ باشه !!!
ميگه: دانشگاه آزاد اسلامي

 

یارو ميره خواستگاري ميگن مهريه 100 ميليون ميگه نامردا شبي چند حساب كردين

 

همیشه عکس همسرتو تو کیفت بزار تا هروقت مشکل بزرگی واست پیش اومد به عکسش نگاه کنیو بدونی مشکل بزرگتری هم داری

 

شرکت نوکيا براي رفاه حال اس ام اس نويسان محترم ايراني يک گوشي جديد طراحي کرده که با فشردن تنها يک دکمه مي نويسه "يه روز يه ترکه

 

ترکه ميخواد به دختره تيكه بندازه ميگه در قلب مني هرگز...  

 

 جشنواره فيلم اصفهان 1- دو نفر با يك تخم مرغ ! 2- تا حالا موز خوردي؟ ! 3- 10 نفر زير يك چتر ! 4- من هوشنگ 15 تومان دارم ! 5- ديشب باز هم پيتزا خوردم

 

 

ميرزاپور مي گن: چرا همش موقع سرود ملي مي خندي؟ ميگه اخه دايي پيشمه ميگه شر زدز افق!!!

                                                                                                                           

 

 

 و حالا در ادامه مطلب چند تا از خاصیت های خانومارو نوشتم که اگه نخونی یه کم تو شناخت دخترا عقب می افتی .. پسرای عزیز برای خوندن این مطلب روی ادامه مطلب کلیک کنید

 

                                                   ممنون از بازدیدتون


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 14 آذر1385ساعت 9:44 قبل از ظهر  توسط > حامد حبیبی <  | 

ولن تاين در اردبيل

فقط جنبه طنز داره همین !


- خديجه : رحيم آقا تو بيلميري امروز چه روزيه ؟
- رحيم : والا فچ ميکنم روز جهاني مبارزه با محيط زيست ! ها ؟
- خديجه : يوخ بابا ! امروز ولرم تايمه !
- رحيم : ها ؟! ولرم تايم نمنه ؟!
- خديجه : بابا تو مجله نوشته بود روز عشگه ! روز احساساته ! روز من و شوماست !
- رحيم : شوما کيه ؟! ها ؟! بچه بپر برو اون چاگو رو از آشپزخونه بيار ...
- خديجه : رحيم آقا شوما اصن به من هيـــــــچوقت توجه نميکني !

منم به خدا آدمم ! منم مثل شوما از بچگي بزرگ شدم !

حق مادري به گردن بچه هام دارم ...
- رحيم : ببين خديج من تا حالا چيزي کم گذاشتم !؟!

کوتاهي شده از گبال من ‌؟!
- خديجه : رحيم آقا امروز همه دوست پسرا واسه دوست

دختراشون کادو ميخرن شـــــــوما چرا نميخري ؟
- رحيم : آخه زن ! من چي کارت کنم ؟!

کدوم مردي واسه زنش سالي يه بار تولد ميگيره ؟

که من واسه تو ميگيرم ؟
- خديجه : اصن هر چي شوما بگي !

به ما ولرم تايم نيومده ... دستاتو بشور بيا شامتو بخـور

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 آبان1385ساعت 8:19 بعد از ظهر  توسط > حامد حبیبی <  | 

سلام !

جدیدترین جوک های روی نت

فقط در ۱حامد۱

 

تركه سربازيش تموم ميشه ، وقتي كارت پايان خدمتشو نگاه ميكنه ميگه اي بابا!!!!!!!!! من كه از اينا 4 تا دارم

 

يه روز يه رشتيه به دوستش ميگه : كه چقدر اين ترك ها خرن دوستش ميگه آره بابا ، ما يه همسايه ترك داريم، 1 ساله كه نتونستيم حاليش كنيم كه بابا اين زنه منه

 

همیشه عکس همسرتون رو تو کیفتون بذارین ، تا هر وقت مشکله بزرگی پیش اومد به عکسش نگاه بندازی و بدونی مشکل بزرگ تری هم داری

 

رشتیه فیلم بد ! نگاه می کرد ، میبینه زنش توشه . تموم که میشه میگه : خدا رو شکر که فیلم بود

 

به ترکه می گن می دونستی دیشب اسراییل لبنان رو زده.

ترکه تعجب می کنه می گه :مگه ایتالیا قهرمان نشده بود  

 

جدیدترین رمان عشقی انتشارات قزوین منتشر شد: (خسرو و فرهاد)

 

به ترکه میگن کار ترمز ABS چیه:  میگه تو سرعت های زیاد و سر پیچ ها کار حضرت ابولفضل رو میکونه

 

به دختره میگن شما میری دست شويي (توالت) با دست چپ خودتو ميشوري يا راست؟؟ ميگه حميد

 

به زیدان می گن:این چه کاری بود کردی؟؟؟ میگه:احمق بی شعور به من گفت علی دایی  

 

نظر یادتون نره

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 3:5 قبل از ظهر  توسط > حامد حبیبی <  | 

  سلام 

این دفعه با یه سری جوک ردیف اومدم

 امیدوارم خوشتون بیاد

مخصوصا دوستانی که تو دانشگاه آزاد درس می خونن

 

از تركه ميپرسن: نظرت در باره دوران نامزدي چيه؟ ميگه:‌ اي بابا! مثل اينه كه بابات برات دوچرخه بخره ولي نگذاره سوارش بشي!!!

 

تركه ده هزار تومن تو جيبش بوده مي‌خواسته بره مواد بگيره. تو راه نيرو انتظامي رو ميبينه، پولا رو پرت ميكنه تو جوب!

 

يه روز يه گنجشكه با يه موتورسوار تصادف ميكنه، بهوش كه مياد ميبينه توي قفسه، ميگه خاك برسرم شد يارو مرده.

۲ تا نی‌نی پيش هم خوابيده بودن، پسره از دختره پرسيد تو دختری يا پسر، دختره گفت نميدونم، پسره گفت: پس يزار ببينم، رفت زير پتو و اومد بيرون، گفت تو دختری. دختره گفت از کجا فهميدی، پسره گفت آخه جورابات صورتيه ...

ترکه يه روز سرد زمستون می بينه که يه اسب از دهنش داره بخار در می یادمی ره جلوتر و می گه جل الخالق ! پس اون اسب بخاری که می گن اینه؟؟!!


به تركه مي گن ميدوني چرا شمشير حضرت علي دو شاخه بوده؟؟ تركه ميگه واسه اينكه شبا بزنه توي شارژ 

تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته:‌ سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش مي‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده


دوتا پسر حوصله‌شان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم ماهواره نگاه مي‌كنيم و اگر سكه روي لبه‌اش ايستاد ميريم درس مي‌خونيم

معلم از شاگردش می پرسه:دو تا حيوان دو زيست نام ببر؟

شاگرد می گه: قورباغه و برادرش

دوتا غضنفر تصميم ميگيرن فارسي صحبت كنن اولي ميگه پاشو دومي نميپاشم اولي جواب ميده نگو نميپاشم بگو پاشيده نمي شوم

ترکه سر نماز موقع قنوت دستاشو برعکس ميگيره ، بهش ميگن آخه اين چه طرزشه ؟ ميگه : ميخوام ايندفعه از حفظ بخونم

از يه لره ميپرسن تو شما آدم مشهور هم هست ميگه آره .... سوفيا لُره ! ، اليزابت تاي لُر ، لُر و هاردي .... يه ماده شيميائي هم هست که اختراع خودمونه بهش ميگن کلُر


یه روز یه ترکه رادیو پیام رو روشن می‌کنه. رادیو می‌گه: مسیر آزادی به امام حسین بسته است. ترکه می‌گه: بابا چرا قسم می‌خوری، نمیخواد، همه باور می‌کنن

افسر جلوی ترکه رو که از چراغ قرمز رد شده بود میگیره و می‌گه: کارت؟ ترکه می‌گه: برو واسه خودت...!

گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه ، مامانشون ميگه بيا تو بچه ها نيستن

به ترکه ميگن سه تا اسم بگو توش الله داشته باشه .. ميگه شکرالله ، حمدلله ، سيندرلاه

!!!! يه دفعه پليس یه ترک و ميگيره بهش ميگه کارت ماشين ، گواهينامه ، بيمه ..... ترکه ميگه بايد با اينها جمله بسازم

تا بعد ....

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 اسفند1384ساعت 4:49 بعد از ظهر  توسط > حامد حبیبی <  | 

سلام

  عید سعید فطر رو به همتون تبریک می گم  

 

 اینم جوک های عید

به ترکه ميگن اگه دنيا رو بهت بدن چيکار مي کني؟ ميگه من فعلاً مي خوام درسمو ادامه بدم 

از تركه ميپرسن: در جمله. تركي در كنكور قبول شد .

 از چه نوع فعلي استفاده شده؟ ميگه: ماضي بعيد!

به ترکه ميگن دو دو تا ميگه: ميشه بيشتر توضيح بديد.

تركه ميره كتابفروشي ميگه: آقا كتاب تركها آدم ميشوند رو دارين!؟ يارو ميگه: نه آقا ما كتاب تخيلي نداريم!!!

لره از باجه تلفن مياد بيرون يكي بهش ميگه سالم ه ؟ لره ميگه سالمه ولي آفتابه نداره

به ترکه می گن شما لحجه داری؟ می گه نه به خدا بیا بگرد

رشتيه از سربازي برميگرده باباش ميگه برات زن گرفتيم ....اينم بچه ات

به يه معتاده ميگن اون دويست تومني رو از زمين وردار معتاده برميگرده ميگه : مگه من وژنه بردارم؟

 از ترکه می پرسن آیا ماه مسکونیه میگه : آره مگه نمی بینی که شب ها چراغ هاش روشنه

 

پسر ترکه به باباش ميگه: بابا پنکه سقفيمون خراب شده. پدرش ميگه: وقتي 20 نفري ميخوابيد زيرش ميخوايد خراب نشه!!!!!

 

به ترکه ميگن اگه آمريکا به ايران حمله کنه چيکار مي کني. ميگه: خب معلومه زنگ مي زنم  ۱۱۰

 

ترکه ميشه رئيس فدراسيون شطرنج دو قانون جديد ميزاره:
1- اسب نمي تونه فيل رو بزنه
2- خر هم بازي!!!

 تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباش ور ميداره، هول ميشه ميگه: ببخشيد توپمون افتاده!

 

يه روز يه تركه داشته با دوست دخترش توي خيابون راه ميرفته، يه دفعه يه باد شکم خالی می کنه ! براي اينكه سه نشه، ميگه باز اين بچه‌ها برام SMS فرستادن!! 

 

اهنگ مورد علاقه در قزوین :عزیزم بگو بر میگردی

 چنتا جک ردیف دیگه !!!

يه روز يه تركه از خواب ميپره پاش ميشكنه

يه روز يه تركه ماشين ميخره به رفيق تركش ميگه : ممد ماشين خريدم .
ممد ميگه : چي رنگيه؟
ميگه : قرمزه
ممد ميگه : خوب خريدي والا.

پیر زنه توی اتو بوس می گفته نی نای نی نای نی نای

 همه براش دست می زدن بعد یهو دست می کنه توی کیفش دندوناشو در میاره میگه نیاوران نیگه دار

به تركه مي گن با توله سگ جمله بساز مي گه طول سگ ضرب در عرض سگ ميشه

مساحت سگ!!!

تركه داشته پرتقال پوست مي كنده تو دلش مي گه خدا كنه توش موز باشه

از تركه ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟ تركه انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچه همسايمونه، ولي هميشه خونه ماست!

زنه یه دختر و پسر دوقلو حامله بوده. یه ده یازده ماهی می‌گذره ولی ازشون خبری نمیشه! میرن سونوگرافی می‌بینن پسره جلوی دختره رو گرفته نمی‌زاره بیاد بیرون و میگه آبجی عمرا اگه بزارم لخت بری بیرون


 

 


+ نوشته شده در  جمعه 13 آبان1384ساعت 5:3 بعد از ظهر  توسط > حامد حبیبی <  | 

   سلام   

احوال شما دوستان چطوره ؟ 

بخونید و حالشو ببرید ..... 

نظر یادت نره !!!

 توجه ستاره* اسم شخصیت های جک ها است  توجه

* داشته تلویزيون نگاه ميكرده مي زنه كانل یک میبینه فیلم جنگیه ، میزنه کانال دو میبینه فیلم جنگیه ، میزنه ...  ، جو مي گيرتش سينه خيز ميره تلویزيونو خاموش مي كنه !!!

به * عکس تمساح نشون میدن بهش میگن شما به این چی میگین؟ میگه: ما غلط بکنیم به این چیزی بگیم

* ميخواسته هواپيما دزدی کنه.ميره به خلبانه ميگه برو لندن يارو ميگه نميرم.* ميگه خب برو دبی.يارو ميگه نميرم.* ميگه پس برو اردبيل يارو ميگه نميرم.بعد * میگه: بابا حد اقل بده يه بوق بزنيم!!! 

به * ميگن: با «ريلكس» جمله بساز. ميگه: رفتيم باغ‌وحش با گوريل عكس گرفتيم!

به * ميگن: با «زنبور و خر و گاو» جمله بساز،‌ ميگه: زنبور خره، گاو منه!

به * ميگن: با «شمشير» جمله بساز، ميگه: فدات شم شير مي‌خوري؟!  

به * ميگن: با «كوش» يك جمله بساز، گفت: شلوار من كوش؟ گفتند: اين كه نشد، «كوش به معني كوشش.» گفت: شلوار من كوشش؟ گفتند: بابا، «كوشش يعني كار.» گفت: خب از اول مي‌گفتين، شلوار كار من كوشش؟

به * ميگن: با «ماشين» جمله بساز. ميگه: چقدر خوبه كه شما بياييد همسايه ماشين! 

به * ميگن: با «نخ سوزن» جمله بساز، ميگه: اين بچه‌هاي تيم ملي واقعا زحمت مي‌كشند، نخسوزن علي دايي!

 شوخی با خوانندگان:

به سیاوش قمیشی میگن صبحونه چی میخوری؟ میگه : عسل با نون ، عسل بی نون ، عسل کیک ...

به اندی میگن از چه بستنی ای خوشت میاد ؟ میگه : عروسکی عروسکی ...

 ****

 >>> یه داستان واقعی باور نکردنی <<<

 حتما بخونید

مرد جوون: ببخشين آقا ، می تونم بپرسم ساعت چنده؟
پيرمرد: معلومه كه نه!
جوون: ولی چرا؟! مثلا" اگه ساعت رو به من بگی چی از دست ميدی؟!
پيرمرد: ممكنه ضرر كنم اگه ساعت رو به تو بگم!
جوون: ميشه بگی چطور همچين چيزی ممكنه؟!
پيرمرد: ببين... اگه من ساعت رو به تو بگم ، ممكنه تو تشكر كنی و فردا هم بخوای دوباره ساعت رو از من بپرسی!
جوون: كاملا" امكانش هست!
پيرمرد: ممكنه ما دو سه بار ديگه هم همديگه رو ملاقات كنيم و تو اسم و آدرس من رو بپرسی!
جوون: كاملا" امكان داره!
پيرمرد: يه روز ممكنه تو بيای به خونهء من و بگی كه فقط داشتی از اينجا رد ميشدی و اومدی كه يه سر به من بزنی! بعد من ممكنه از روی تعارف تو رو به يه فنجون چايی دعوت كنم! بعد از اين دعوت من ، ممكنه تو بازم برای خوردن چايی بيای خونهء من و بپرسی كه اين چايی رو كی درست كرده؟!
جوون: ممكنه!
پيرمرد: بعد من بهت ميگم كه اين چايی رو دخترم درست كرده! بعد من مجبور ميشم دختر خوشگل و جوونم رو بهت معرفی كنم و تو هم دختر من رو می پسندی!
مرد جوون لبخند ميزنه!
پيرمرد: بعد تو سعی می كنی كه بارها و بارها دختر من رو ملاقات كنی! ممكنه دختر من رو به سينما دعوت كنی و با همديگه بيرون بريد!
مرد جوون لبخند ميزنه!
پيرمرد: بعد ممكنه دختر من كم كم از تو خوشش بياد و چشم انتظار تو بشه! بعد از ملاقاتهای متوالی ، تو عاشق دختر من ميشی و بهش پيشنهاد ازدواج می كنی!
مرد جوون لبخند ميزنه!
پيرمرد: بعد از يه مدت ، يه روز شما دو تا مياين پيش من و از عشقتون برای من تعريف می كنين و از من اجازه برای ازدواج ميخواين!
مرد جوون در حال لبخند: اوه بله!
پيرمرد با عصبانيت: مردك ابله! من هيچوقت دخترم رو به ازدواج يكی مثل تو كه حتی يه ساعت مچی هم از خودش نداره در نميارم!!!

باور کردید .... با حال بود ؟

 یکروز یه هزارپا از درخت مییفته میگه آی پام. پام. پام. پام......

  دراین قسمت به مصاحبه با آقای رونالدو پرداختیم 

سلام رونالدو

سلام حامد خان 

چند سالته؟ 

من31سالمه

درحال حاضردرکجا اقامت دارید؟

فعلا درمادرید

کدوم کشوررا دوست داری؟

برزیل وایران

یه دونه رو انتخاب کن؟

ایران

ازدواج کردی؟

بله

بزرگ ترین آرزوت چیه ؟

 از بچه گی دوست داشتم تو پرسپولیس بازی کنم 

اگه یه روز بیای ایران در کدام شهرزندگی میکنی؟

درمازندران و احتمالا بابل

روزهای تعطیل چکار می کنی؟

با کارلوس وفیگو می ریم دختر بازی و ...

آخرین صحبتت را بگو؟

همه ایرانی ها را دوست دارم 

به امید دیدار

تا سلامی دوباره ....

+ نوشته شده در  شنبه 14 خرداد1384ساعت 1:59 قبل از ظهر  توسط > حامد حبیبی <  | 

سلام......... 

خودت بخون بعد اگه خواستی نظر بده !

 

امام جمعه اروميه:

جوانان ! برويد ريش بگذاريد و خوشگل شويد   


 

امام جمعه اروميه در گفت و گوي اختصاصي با خبرنگار سينا  با تقبيح آنچه آن را "هيپي " شدن جوانان تعبير کرد گفت : جوانان ! برويد ريش بگذاريد و خوشگل شويد و اين هيپي بازي ها را کنار بگذاريد.

غلامرضا حسني افزود: حضرت آيت الله امام خميني (ره) در زمان اعليحضرت غيرمحبوب ايران ( محمد رضا شاه پهلوي) جوانان هيپي را آورد و انقلاب کرد و سپس همه شهيد شدند اما من الان متاسفم از اينکه بعضي ها دارند هيپي هاي جديد پرورش مي دهند و مي گويند آزادي ، آزادي.
وي خطاب به اين افراد گفت: بابا بروپي کارت چه آزادي ، آزادي!

امام جمعه اروميه همچنين معتقد است که در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري يک رييس جمهور داخل شکن و خارج شکن بايد توسط مردم انتخاب شود.
امام جمعه اروميه همچنين در رابطه با تهديدات آمريکا عليه ايران گفت: امروز صميممانه مي گويم که اگر آمريکا بخواهد قديم به سوي ايران بردارد و بايد از روي جنازه 80 ميليون جمعيت بگذرد.
وي ادامه داد: من الان خودم قادرم با تير و فشنگ در مقابل آمريکا و اسرائيل بجنگم.

او مي گويد که اگر آمريکا بخواهد کوچکترين قدمي به خاک ايران بردارد با سه محور اصلي تشيع جهان (ايران، پاکستان و افغانستان) درگير خواهد شد.
او تاکيد کرد: مگر حسني ها، شهيد باکري ها و اميني ها مرده اند که آمريکا بخواهد به ايران حمله کند.

حسني سپس خطاب به فرمانده کل قوا گفت: امروز من به حضرت آيت الله اما م خامنه اي مي گويم که جان ، مال و خون تمام ملت آذربايجان غربي مطيع فرمان شما هستند و با دستور شما آمريکا را ويران مي کنيم.
وي درخصوص حضور هاشمي رفسنجاني در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري گفت:من کساني را که اکنون خود را براي حضور در انتخابات آماده مي کنند تخطئه نمي کنم و همه آنها محترم هستند اما همانطور که حضرت آيت الله امام خامنه اي فرمودند هيچ کس براي من هاشمي نمي شود من هم مي گويم هيچ کس براي ايران هاشمي نمي شود.

حجت الاسلام " غلامرضا حسني " خطاب به "هاشمي رفسنجاني " رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: آقاي هاشمي ناز نکن! بيا کانديدا شو و تمامش کن!
امام جمعه اروميه تاکيد کرد که رييس جمهور آينده بايد مدير، مدبر، داخل شکن و خارج شکن باشد.

http://www.syna.ir/?newsid=24379 منبع خبر

 

حالا چنتا جک مشتی !!!

 

*يارو تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، تركه ميگه: بچه‌ها در رين صاحابش اومد!

*تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباش ور ميداره، هول ميشه ميگه: ببخشيد توپمون افتاده!

*تركه پسرش رفته بوده زير ماشين، با سنگ ميزنه درش بياره!

*تركه ميره مغازه ميگه: آقا يه بيسكويت خوب بدين. بقاله ميگه: ساقه طلايي خوبه؟ تركه ميگه نه. ميگه: ويفر خوبه؟ ميگه نه . ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: مادر خوبه؟ تركه ميگه: قربان شما، دست بوسن!

*تركه تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!

*تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!

*تركه ساندويچ‌فروشي داشته، ‌يك روز يك بابايي مياد ميگه: ‌قربون يك ككتل بده، ‌فقط بي‌زحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز اصلا گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!

*تركه ميره ساندويچي، ميگه: ببخشيد بندري داريد؟ يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: پس قربون دستت، ‌بگذار يك حالي بكنيم!

*به غضنفر ميگن چرا زن نميگيري؟ ميگه: اي بابا، كي مياد زنش رو بده به ما؟!

*غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچه چراغي مأمور بود؟ پسر گفت: چرا!؟ غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم

*موشه وارد داروخانه شد و گفت: آقا مرگ من داريد؟

 

پایان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 فروردین1384ساعت 2:24 قبل از ظهر  توسط > حامد حبیبی <  |